665 - این روزها
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 13:34
1- سه روز تعطیلی پشت سر هم چسبید و هم استراحت کردم و هم کارهای خونه و هم تفریح کردیم . 2- قبلا فکر میکردم نوشته های قبلیم تو وبلاگ هست و دسترسی من بهش از پانل خودم وجود نداره که بود ولی الان رفتم چک کردم و دیدم نوشته هام هیچ کجا نیست و کلی دلم سوخت . درسته که پرشین بلاگ سرویس مجانی هست اما خیلی بیشت...
664 - نوشته هام چی شد ؟ ! !
-
تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 12:30
1- نوشته های مدت زمان زیادیم پرید که پرید و دستم به جایی بند نیست . 2- یاد یه جوکی افتادم . دو تا کارگر داشتن کار میکردن یکی زمین رو میکند میرفت جلو چند قدم عقبتر یکی خاک رو میریخت توی گودال و پرش میکرد . بهشون میگن چکار میکنین ؟ گفتن ما سه نفر بودیم یکی زمین رو میکند ، دومی یه لوله کار میگذاشت و س
667 - نوشته هام چی شد ؟ ! !
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 20:10
1- نوشته های مدت زمان زیادیم پرید که پرید و دستم به جایی بند نیست . 2- یاد یه جوکی افتادم . دو تا کارگر داشتن کار میکردن یکی زمین رو میکند میرفت جلو چند قدم عقبتر یکی خاک رو میریخت توی گودال و پرش میکرد . بهشون میگن چکار میکنین ؟ گفتن ما سه نفر بودیم یکی زمین رو میکند ، دومی یه لوله کار میگذاشت و س
663 - رگ خواب
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 4:52
1- پنجشنبه با دخترم رفتیم فیلم رگ خواب رو دیدیم . فیلم ذهنم رو درگیر کرد . اما اول از قسمتهای خوبش بگم . توی سینما بعضی وقتا دست هم رو میگرفتیم و خیلی حس عشقولانه ای داشت برام . برگشتنه هم توی ماشین در حالی که بارون میومد برمگشتیم و باز دست هم رو گرفتیم . توی خونه هم دخترم اومد منو بغل کرد و با همه
374 - پیوند
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:17
سلام . کلاس شنا تموم شد و من تو فکر شرکت در مسابقات انتخابی المپیک هستم میخواستم کلاس زبان برم اما پشیمون شدم و الان یه کتاب تمرین زبان دم دستم گذاشتم و هر روز یکی دوتا سه تا درسش رو تمرین میکنم و از چیزهایی که یاد میگیرم راضی ام . گروه وایبریمون خیلی کم فعالیت شده مگه به صورت موردی یه بحثی پیش بی
375 - آخرین پست سال 93
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:17
خب امروز آخرین روز کاری سال 93 هست . سال بدی نبود اما باز امیدوارم که سال آینده بهتر از امسال باشه . امسال شنا یاد گرفتم که نقطه عطفی در زندگی من که از آب میترسیدم بود . امسال یه تجربه خیلی متفاوت داشتم که نمیتونم بنویسم اما خب واقعا متفاوت بود . بالا و پایین های زیادی توی زندگی زناشویی و مالیمون دا
376 - اولین پست سال 94
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:17
1- سال نو برای همگی مبارک باشه . 2- تعطیلات خوبی بود یه مسافرت کوچولو اون وسطها رفتیم که به ترافیک برنخوردیم . یک سری به موزه میراث روستایی گیلان زدیم که خیلی جالب بود . در حقیقت میتونست بهتر باشه اما مشخص بود که زحمت بسیار زیادی براش کشیده بودن و دیدنش خیلی عالی بود . 3- عید دیدنیها داشت دیگه فرسای
377- یادداشت امروز
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:17
چشم به هم زدیم اردیبهشت شد . نمیخوام بگم کارم خیلی زیاده که واقعا زیاد نیست . بعضی روزا هم زیاده اما در کل متعادله . متاسفانه افسردگیم که به شدت در حال خوب شدن بود یک کم بدتر شده و یه روزایی تاثیرش رو حس میکنم . مثل امروز . کاریش هم نمیشه کرد . البته تحت نظر دکتر هستم ولی بالا و پایین دارم . کار جدی
378 - دکتر
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:17
1- دیروز باید دخترم رو میبردم دکتر غدد اطفال . خودش همش میگه که قدش خیلی کوتاهه تو همکلاسیهاش و ما هم میگیم شاید تا کوچیکه بشه کاری کرد . ساعت چهار و نیم رسیدیم مطب ، انقدر شلوغ بود که حد نداره و وقت ما هم بین مریض بود خلاصه دردسرتون ندم ساعت هشت و نیم رسیدیم خونه . له و لورده بودم وقتی رسیدم خونه .
379 - بدهکاری به خود
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:17
یه نوشته ای هست به نام اینکه چقدر به خودم به عنوان یک خانم کارمند بدهکارم و حتما همه خوندن . اگر نخوندین این لینکش البته لینک اصلیش باز نشد این هم خودش نقل قول کرده ولی خب مطلب معلومه . از پنجشنبه ظهر احساس کردم گلوم درد میکنه . سرماخوردگی من همیشه از گلو درد شروع میشه . سعی کردم استراحت کنم و دارو
380 - غیبت از وبلاگ نویسی
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:17
1- سلام ، مدتیه ننوشتم . کامپیوتر شرکت با پرشین بلاگ لج کرده و بازش نمیکنه . حق نصب فایر فاکس یا کروم هم رو کامپیوترمون نداریم و باید با همون ie بسازیم . کامپیوتر خونه هم استیکر فارسی نداره و با اینکه باز میتونم باهاش تایپ کنم اما یک کم سخته . 2- امتحانهای بچه هام تموم شده دختره کارنامه اش رو گرفت و
381 - مهر گیتی
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:17
سلام نگاه کردم دیدم نوشته قبلی مال خیلی وقت پیشه . پسره کارنامه اش رو گرفت و اصلا چیز جالبی نبود . من دیگه خیلی بهش سخت نمیگیرم فکر میکنم شاید آینده اش توی چیزی به غیر از درس خوندن باشه . برنامه یه مسافرت رو گذاشتیم که خیلی خیلی براش هیجان زده ام و داریم همینطور براش برنامه ریزی میکنیم . البته بخاطر
461 - پرشین بلاگ را خدا آزاد کرد :)
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:17
1- پرشین بلاگ بدست رزمنده های غیورش که امکانات رایگان برای ما فراهم میکنن آزاد شد و خیلی خوشحالم . یه مقدار از آرشیوم نیست که بهشون ای میل زدم و حتما درست میشه اما این مدت ، ننوشتن برام سخت بود . توی فایل ورد یه چیزهایی نوشتم که اینجا میگذارم : دوشنبه 29 خرداد :نمیدونم چند وقته پرشین بلاگ دچار مشکل
662 - روزهای ما
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 17:17
1- هنوز آرشیوم برنگشته و و قتی وبلاگم رو باز میکنم آپدیت نشده . امیدوارم زودتر درست بشه . 2- روزها میگذره و هیچی نشده پسرم که ازم دور شده ارتباطش با من کمتر میشه . دیشب یه پیغام صوتی براش فرستادم و گفتم منتی به سرت ندارم که این کارو به خاطر تو کردم اما انتظار داشتم تو هم شرایط منو درک کنی و با من تم...
459 - انتخابات و غیره
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 17:27
1- لنتخابات انجام شد و مقدار متنابهی بد وبیراه از تحریم کنندگان خوردیم ولی تونستیم 5-6 نفر رو راضی کنیم برن رای بدن که می ارزید به بد و بیراه خوردن . 2- نتیجه ریاست جمهوری برای من جای شک داشت . فکر نمیکردم که درصد آرای روحانی تفاوت کمی با نفر بعد داشته باشه . یعنی فکر میکردم بیشتر باشه که حالا ولش ک
460 - روزگارم بد نیست
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 17:27
1- روزگارم بد نیست تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن ذوقی ... 2- خوشبختانه مدیرمون در غیبت صغری به سر میبره که امیدواریم بشه غیبت کبری و یکی دو روز اضافه موندم و کارام رو حسابی جمع و جور کردم و از هول در اومدم . 3- خیلی دلتنگم برای یه دوست و کاریش هم نمیشه کرد . 4- سالهاست روزه نمیگیرم و فکر میکنم روز
456 - گل
-
تاریخ: 1396/2/31 ساعت: 4:16
1- با دوستم نهار بیرون قرار داشتم . قبلش رفتم گلفروشی سر راهم و یک شاخه گل رز خریدم . یه رنگ خاصی بود کرم رنگ بود که توش یه ذره صورتی یا گلبهی هم داشت واقعا قشنگ بود . گلفروش فقط پیچیدش توی زرورق و یه روبان کرم رنگ بهش زد و داد دستم و بردمش برای دوست
457 - کلاس ورزش مختلط
-
تاریخ: 1396/2/31 ساعت: 4:16
1- شرکت معلم ورزش گرفت و گفت هر کس میخواد بعد از ظهرها بیاد تو رستوران برای ورزش . برای ما عجیب بود ولی رفتیم . یه معلم آقای نسبتا جوون ، ورزشهایی میده که با مانتو و مقنعه مشکلی ایجاد نکنه ، روی زمین لازم نباشه بشینیم و واقعا هم حرکتهای مفیدی میده .
458 - غیبت صغری
-
تاریخ: 1396/2/31 ساعت: 4:16
1- بیشتر از یک هفته است که اصلا اینجا نیومدم . زندائی عزیزم شنبه هفته گذشته فوت کرد و به شدت غصه دار و درگیر بودیم . خیلی براش غصه خوردم و خیلی زجر کشید قبل از فوتش . هر چی بیشتر میگذره بیشتر به عدل و انصاف تو زندگی شک میکنم . 2- کار روز به روز زیادتر میشه و داره تلنبار میشه و متاسفانه به دلیل اینکه...
455 - موزه دفاع مقدس
-
تاریخ: 1396/2/2 ساعت: 1:56
1- دخترم تغییر مقطع داره و چند تا از مدریه های منطقه مون رو پیش ثبت نام کردیم تا بره امتحان بده . اولین مدرسه ما رو به یه نمایشگاه دعوت کرد تا دستاوردهاشون رو نشون بدن . این برنامه در موزه دفاع مقدس برگزار شد و از همون اول ورود به محموعه یه سری خاطرات بد جلوی چشمم رژه رفت . دخترم گفت چی شده ؟ گفتم م