خرید بک لینک

1- شرکت معلم ورزش گرفت و گفت هر کس میخواد بعد از ظهرها بیاد تو رستوران برای ورزش . برای ما عجیب بود ولی رفتیم . یه معلم آقای نسبتا جوون ، ورزشهایی میده که با مانتو و مقنعه مشکلی ایجاد نکنه ، روی زمین لازم نباشه بشینیم و واقعا هم حرکتهای مفیدی میده . اما عجیب تر از همه برامون این بود که خانم و آقا کنار هم داریم ورزش میکنیم که در شروع واقعا معذب بودیم . خانمها میرفتن عقب و آقایون جلو میایستادن اما کم کم عادی شد و کسی به کسی کاری نداره و هر کی هر کجا خواست می ایسته . در کل کلاس خوبیه از هر نظر .

2- کار زیاده و با مدیرم صحبت کردم که یا حقوقم رو مثل آدمیزاد زیاد کنه ( نه با اون درصدهایی که این چند سال دولت اعلام کرده ) یا ترفیع درجه بده و یا اینکه دنبال کار میگردم و تا وقتی هم که از شرکت برم اضافه کار نمیکنم که این آخری خیلی براش مهمه و میدونم تنبیه خوبیه ! البته میدونم هیچکدوم از خواسته هام عملی نمیشه و به همین دلیل مدتیه دارم سعی کنم کارم رو عوض کنم که فعلا به نتیجه نرسیدم .

3- کارهای مختلف زیادی رو سرم ریخته و وقتی تنوع کار زیاد میشه تمرکزی که از اول هم ندارم بدتر میشه و خیلی اذیت میشم . الان توی ساختمون میخوان آسانسور رو تعمیر کنن و من دارم پیگیری میکنم . مدرسه دخترم داره عوض میشه و من پیگیرش هستم . پروژه های شرکت زیاد شده و به اندازه کافی قاطی هستم سرش . همه کارهای بانکی پدرم و ماردم رو من باید براشون آنلاین انجام بدم چون خودشون نمیتونن و بعضی اوقات قاطی میکنم اساسی .

همه موفق و شاد باشین

برچسب: نویسنده: نگار شمس تاريخ: يکشنبه 31 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:16

صفحه بندی