خرید بک لینک

1- رفتم دنبال دخترم از مدرسه بیارمش و عجیب همه خیابونها ترافیک بود . توی یه کوچه اصلی صف طولانی بود  برای رسیدن به خیابون . کوچه دو طرفه بود و لاین مقابل خالی بود . یک ماشین از عقب گازشو گرفت و خلاف رفت تا رسید به خیابون اصلی و مسلما مسیر منو کند کرد . ماشین دوم هم همین کارو کرد با دست بهش علامت دادم و اعتراضم رو نشون دادم محلم نذاشت و رفت . دیدم داره ماشین سوم میاد . رفتم وسط و راهشو بستم . اومد پشت سرم و دستش رو گذاشت رو بوق و برنداشت !!!! رفتم کنار و ایشون از کنار من که رد شدن دهنشونو باز کردن و هر چی از دهنشون در اومد به من گفتن !!!!! ترافیک اونروز کم بود لطف این راننده های عزیز مخصوصا این آخری باعث شد اسید معده ام رو توی گلوم حس کنم .

2- پیاده داشتم میرفتم خونه . از یه تقاطع داشتم رد میشدم که بخاطر ترافیک و فاصله کم بین ماشینها راحت نمیشد رد شد . از بین دوتا ماشین خواستم رد بشم یه نفر دیدم از مقابل داره میاد و برای من ایستاده تا من برم و بعد اون بیاد . منم ایستادم و با دست اشاره کردم شما بفرمائین . یه لبخند خیلی زیبا به من زدن و با تشکر رد شدن . منم جوابشونو با لبخندی به پهنای صورتم دادم و حس کردم چقدر حالم خوبه .

3- ببخشید دوست ندارم موضوع رو جنسیتی کنم ولی راننده اون سه تا ماشین اول و این پیاده آخری همه خانم بودن .

برچسب: نویسنده: نگار شمس تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 11:49

صفحه بندی