1- رفتم پمپ بنزین ، متصدی میخواد برام بنزین بزنه که خودم میزنم . شاید خوشش نیومده شایدم فکر کرده که من نمیخوام انعام بدم . بنزین که تموم میشه میرم سراغ دستگاه پرداخت . همه کارو میکنم اما یادم میره که رمز کارتم رو تازه عوض کردم و خطا میده با بی ادبی میگه بده من کارتت رو !! میگم نمیخوام ! یه رمز رو اشتباه زدم بقیه اش که درست بوده ! و دوباره کارت میکشم و کارم رو انجام میدم .
2- همکارا دارن صحبت میکنن که اومدنه دیدن یه ماشین کنترلشو از دست داده و رفته تو پیاده رو اولین سوالی که با لحن خیلی بدی مطرح میشه اینه : راننده اش خانم بوده؟
3- باز رفتم پمپ بنزین . خانمی که جلوی من هست از ماشین پیاده نمیشه از پنجره سوئیچ رو میده متصدی بزنه و از پنجره پولو میده . متصدی کلی معطل میکنه بقیه پولشو بده و همه علاف ، خانم هم از جاش تکون نمیخوره . همه متمدنانه صبر میکنیم تا متصدی گاماس گاماس بیاد بقیه پولو از پنجره بده به خانم و اونم سر فرصت بره . نوبت من میشه . میاد سوئیچ رو بگیره که خودم پیاده میشم و شروع میکنم بنزین زدن . همین هیچ کاری هم در حین این کار انجام نمیدم اما باک بزرگه و 50 تا میگیره . تا پر بشه باکمون متصدی میاد میگه خانم چقدر لفتش میدی !!!!
لابد اگه منم از تو ماشین تکون نخورده بودم و انعام میدادم احترامم بیشتر سر جاش بود.
4-همکارمون آقایی هست تحصیل کرده و خیلی با کلاس . پدر خانمش پزشکه و ایشون کمتر از آقای دکتر خطاب نمیکنه پدر خانمش رو . تحصیلات خانمش نمیدونم چیه ولی شاغل نیست . داشت در مورد فواید اسنپ میگفت که چه خوبه از اول هزینه اش مشخصه مثلا خانمم وقتی با آژانس میره بیرون این آژانسیها هر چی بخوان میگیرن و خانمم هم میگه در شان من نیست که باهاشون بحث کنم سر کرایه هر چی میگن بهشون میدم !!! الان من این جایگاه شان رو بذارم کجای دلم ؟
اگر آقایی اینا رو میخونه اصصصلا انتظار ندارم که شرایط رو درک کنه . باور کنین
از صبح امروز فیلمی در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود از مصاحبه ی احسان علیخانی با دختری نه ساله.این دختر مهمان برنامه ی علیخانی است و با سوالات عجیب مجری روبرو می شود: میخواهی چه کاره شوی؟
دختر می گوید پزشک قلب.
علیخانی ادامه می دهد که دوست داری شوهرت چه کاره شود؟
دختر شانه بالا می اندازد.
اما سوال علیخانی ادامه پیدا می کنند: خانوم تمایل دارید شوهر شما چه کاره باشد؟
دختر داستان ما به چند زبان تسلط دارد واصلا به همین دلیل به برنامه دعوت شده.
اینکه این شیوه از رفتار « کودک آزاری » است یک بحث است، اینکه احسان علیخانی تلاش بی وقفه ای در تحقیر زن و تعریف هویت و آینده ی او با ازدواج دارد بحثی دیگر، این ادعا زمانی ثابت می شود که علیخانی چندی پیش از کیمیا علیزاده درباره ی کارکردن او در خانه سوال می کند و وقتی جواب منفی علیزاده را می شنود به او می گوید:حالا حالا ها به فکر ازدواج نباش.
همین مجری رفتار زشت خود را در مواجهه با سارا خادم الشریعه نیز ادامه می دهد:بلدی آشپزی کنی؟بلد نیستی؟ خانم، حالا حالا ها به فکر ازدواج نباش!
رسانه ی ملی تلاش بی وقفه ای در تحقیر زنان می کند، سعی دارد الگوهای غلط بسازد و باورهای مردم را تغییر دهد ، باید خود را جای دختر نه ساله ای بگذاریم که ما به عنوان بزرگتر به وی اجازه می دهیم پای این برنامه های بیمار بنشیند و از مجریان می آموزد که زن جنس دوم است و هویتش با مرد ثابت می شود.
به نظر می رسد رسانه ی ملی و عوامل آن بینهایت مخرب تر از شبکه های جلف و تبلیغاتی ماهواره ها هستند، هر چند که در هردو زن کالاست،اما شبکه های ماهواره ای این کاربرد را رد نمی کنند.
اتفاقی را که علیخانی رقم زده است می توان از منظر مدافعان حقوق کودک هم بررسی کرد...
کاش کسی هم به این وجه ماجرا بپردازد.
از وبلاگ خرمالوی سیاه - آلما توکل
برچسب:
نویسنده: نگار شمس