خرید بک لینک

- یه دوستی دارم به اسم خانم میم . بسیار دوست خوبیه اما خیلی صمیمی نیستیم ، هر چند وقت یکبار هم رو میبینیم و رابطه خوبی داریم فقط توی دوران طولانی دوستیمون دوبار شده که من مدت زیادی ازش خبر نگرفتم و وقتی اون زنگ زده شروع کرده به گله گذاری که تو معرفت نداری و با دوستای دیگه ات سرت گرمه و ... منم ازش عذر خواهی کردم .

چند وقت پیش که دیدمش حالش خوب نبود ، هم روحی و هم جسمی . یه بار زنگ زدم حالش رو پرسیدم  و یه بار دیدم از نزدیک خونشون رد میشم گفتم برم ببینمش که کسی خونه نبود و جواب نداد . فرداش به موبایلش زنگ زدم بر نداشت و هیچوقت میس کال منو جوابی نداد . یکی دو هفته بعد باز به موبایلش زنگ زدم باز برنداشت و میس کال منو هم نادیده گرفت و من ناراحت شدم . یک هفته یا ده روز بعد تو تلگرام بهم جواب داد که ببخشید زنگ زدی جواب ندادم و گرفتار بودم و ایشالا میبینمت . منم بهش جواب دادم وقتی من بهت تلفن نمیکنم تو گله میکنی ولی من دوبار به موبایلت زنگ زدم و جواب ندادی و این خیلی بدتره و بذار ازت گله کنم . اینو خوند و هیچی نگفت .

دیروز به طور اتفاقی تو خیابون دیدمش خیلی خوش رو هر دو با هم سلام و علیک کردیم ولی اون گفت من با تو قهرم . گفتم دروغ گفتم ؟ گفت نه ولی جاش نبود . گفتم شاید اون موقعها هم که تو از من گله میکنی جاش نیست ، از کجا میدونی ؟ گفت من با خنده بهت میگفتم . گفتم منم حرف بدی نزدم و خداحافظی کردیم .

از خلاقهای گند من اینه که دیگه بهش زنگ نمیزنم ولی اگر خودش زنگ بزنه مسلما با روی خوش بهش جواب میدم .

برچسب: نویسنده: نگار شمس تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1395 ساعت: 5:52

صفحه بندی