خرید بک لینک

- خیلی خاطره دارم از هاشمی ، کدوم هم نسل منه که نداشته باشه ؟

روزی که اومد تو مجلس بعضیها رو به زور رهبر کرد رو بگم یا وقتی که بعد از جنگ رئیس جمهور شد و سردار سازندگی و اقدامات خوبی مثل برنامه های پنج ساله رو پایه گذاری کرد و بعد سپاه رو پیمانکار کرد و ملت رو بدبخت کرد و هی میشنیدیم بچه هاش پروژه ها رو دست دوم از سپاه میگیرن و چه پولایی که به جیب نمیزنن .

نزدیکترین خاطره ام در زمان رئیس جمهوریش بود که سالی یکبار میومد دانشگاهمون برای مراسم فارغ التحصیلی و اونروز دور تا دور دانشگاه نمیشد ماشین پارک کنیم و با کنترل شدید میرفتیم تو دانشگاه و سه تا بنز سرمه ای میدیدیم که پشت در تالار پارکه و میگفتن بنزها ضد گلوله هستن و شیشه رفلکس که توش معلوم نباشه و حتی دیده نشه که توی کدوم یکی از این بنزها هستن .

چند بار توی خیابون ولی عصر منتظر تاکسی بودم که دیدم همین بنزها میخوان رد بشن و یک مقدار جلوتر یه ماشن پلیس حرکت میکرد و تمام چراغها رو سبز میکرد و بعد از بنزها میومدن در حالی که دو تا موتور سیکلت جلو و عقبش در حال حرکت بودن و روی هر کدوم دوتا پاسدار نشسته بودن .

اینا که چیز مهمی نیست اما امروز داشتم به همکارم میگفت خیلی زحمت کشید اما مثل بقیه مسوولین جمهوری اسلامی دستش به خون آلوده بود . خون کشتارهای اول انقلاب و کشتار 67 . نمیدونم شاید تمام سیاسیون دستشون به خون آلوده باشه ، حتی مرحوم منتظری که دستش به خون 67 آلوده نشد در مورد قتلهایی که خلخالی کرد سکوت کرده بود .

با همه اینا بالاخره اون هم مثل بقیه آدمها رفت

برچسب: نویسنده: نگار شمس تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 1:33

صفحه بندی